۱۳۹۵/۰۲/۱۷

تز عالی متعالی


در وصف جمعه اینجا گفته ام ؟! ها نگفته ام انگار , پس بزاربگویم که جمعه آن خاطره های خوب و بدی است که مدت ها [مجازا 6روز هفته ] هرچقدر هم که تلاش کنی فراموشش کنی و تو پستوی روح و جانت پنهانش کنی , باز که غروبش سر برسه یهو از همه جات میزنه بیرون این خاطرات. به هر چی رو بندازی برات یادآور خاطره ای میشه.بی شک جمعه غم دارد , البته جدای از آن افرادی که گفته اند و می گویند: هیچ وقت اینایی رو که میگن غروب جمعه غم داره رو درک نکردم بنظرم جمعه خیلی هم خوب است . آری جدای این افراد , با من موافقید که جمعه غم دارد , غمش هم از ساعت سه ظهر تا هفت شب است . غم حال[غم الان] دو نوع است یا ناشی از گذشته یا آینده. غم آینده هم به نوعی از غم حال و گذشته حاصل میشه یعنی الان یه حالی داری که باعث شده نسبت به اینده غمگین باشی . غم گذشته بی شک منشا اش خاطره است , وقتی غم گذشته داری یعنی داری بهش فکر میکنی , فکر به گذشته هم فکر به خاطره های گذشته است دیگر.خاطره هم یا اتفاق افتاده یا اتفاق نیافتاده اگر نیافتاده باشد یعنی حسرت . آخ به این حسرت آخ به این حسرت. مثلا اخوان ثالث میگه : دلم دیوانه بودن با تو را میخواست.این غم حال  دوستمون ، حسرت از گذشته ست.


پ.ن 1 : حقیر مطلع ست که این مشق بالا نسبی ست ، شاید شما قبول نداشته باشید ولی به کجای این جهان بر میخورد ماهم یه تزی بدهیم. 

 پ.ن2 : البته ما از این سه شنبه هم خیلی بدمان می آید.

پ.ن 3 : امسال عزم کردم نمایشگاه نرم . نه اینکه فکر تحریم و از این قرتی بازی ها باشه ها , نه . انقد کتاب نخونده زیر تخت و بالای کمد و توی کتابخونه و انباری و لای لباس ها و ... دارم که تصمیم گرفتم کتاب جدید اضافه نکنم به اینها. جدیدا هم فاز خوندن دوباره کتاب های خونده شده افتاده به روحم , تا چه پیش آید.